در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

transmissivity

گذردهی، قابلیت انتقال، انتقال‌پذیری

transmissometer

ابزار اندازه‌گیری انتشار نور در یک سیال

transmitter

پخش کننده، فرستنده، دستگاه فرستنده

transport

حمل‌ونقل، ترابری، حمل، نقل و انتقال، وسیله حمل‌ونقل، وسیله نقلیه، منتقل کردن، انتقال دادن، جابجا کردن، حمل کردن، بردن، نقل و انتقال دادن

transport (accompanied)

حمل‌ونقل یک وسیله نقلیه باری (کامیون) به طور کامل همراه با راننده توسط یک یا دو مد حمل‌ونقلی دیگر (راه‌آهن، کشتی)

«‹ ۱۵۲۸  ۱۵۲۹  ۱۵۳۰ ۱۵۳۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۳۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰