در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

towing

یدک‌کشی، بکسل کردن

town

شهر، شهر کوچک، اهالی شهر، مردم شهر، سکنه شهر

town (county)

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین

صفحه  1499  از  1667