در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
timing (stage)
زمانبندی فاز، زمانبندی مرحله
timing plan
طرح زمانبندی
timing plan (signal)
طرح زمانبندی چراغ راهنمایی
tinted glass
شیشه رنگی
tinted glass car
اتومبیل شیشهرنگی
tip (coal)
توده زغال سنگ
tip [material]
تخلیه کردن، خالی کردن، محل ریختن نخاله، دپو [مصالح]
tip [money]
انعام، شاگردانه [پول]
tipcart
گاری کجشو
tipper
کامیون کمپرسی
tipping
ریختن، بیرون ریختن، تخلیه کردن
tipping body
اتاق بار کمپرسی
tipping lorry
کامیون کمپرسی
tipping prohibited l/
تخلیه نخاله ممنوع
tire [USA]
لاستیک، تایر [اصطلاح آمریکایی]
tissue lesion
جراحت نسجی، آسیب (مربوط به) بافت
صفحه 1492 از 1667