در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

territory

ناحیه، منطقه، قلمرو، خاک، اراضی، زمین، سرزمین، محدوده، حوزه، منطقه نفوذ، حوزه استحفاظی

test

آزمون، امتحان، آزمایش، تست، ملاک، معیار، آزمایش‌کردن، امتحان کردن، آزمودن

test (breath)

آزمایش تنفس، تست الکل، تست بازدم

صفحه  1471  از  1667