در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
symbol (mathematical)
نماد ریاضی، علامت ریاضی
symbol (pedestrian)
علامت عابر پیاده
symbol (red man)
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی (عبور عابر پیاده)
symbol (red wait)
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی (عبور عابر پیاده)
symbol of unit
علامت واحد
symbol sign
تابلوی دارای علامت و نشانه
symmetry
تقارن، تناسب، توازن
symmetry (axis of)
محور تقارن
synchronization
همزمانسازی، همزمانی، تقارن، انطباق
synchronization (signal)
همزمانسازی چراغهای راهنمایی
synchronization time base
مبنای تطبیق زمانی، مبنای هماهنگی زمانی
synergy
اشتراک مساعی، اقدام جمعی، همکوشی، معاضدت
synonym
مترادف، هم معنا
syntax
همنهشت، ساختار دستور (کامپیوتر)، نحو (زبانشناسی)
synthesis
ترکیب، تلفیق، همنهاد، سنتز، ترکیب کردن، به هم آمیختن، تلفیق کردن
synthesis (chemical)
ترکیب شیمیایی، سنتز شیمیایی
صفحه 1443 از 1667