در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

suspend

آویزان کردن، آویختن، معلق کردن، شناور کردن، به حالت تعلیق درآوردن، معوق گذاشتن، به تأخیر انداختن

suspension

تعلیق، شناوری، محرومیت، توقیف، فنربندی (وسایل نقلیه)

«‹ ۱۴۳۷  ۱۴۳۸  ۱۴۳۹ ۱۴۴۰ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۳۹ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰