در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

surveying (land)

نقشه‌برداری زمینی، مسّاحی، پیمایش زمینی

surveyor

مساح، نقشه‌بردار، ارزیاب

susceptibility

حساسیت، تأثیرپذیری، آسیب‌پذیری، استعداد، قابلیت، آمادگی

«‹ ۱۴۳۶  ۱۴۳۷  ۱۴۳۸ ۱۴۳۹ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۳۸ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰