در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

survey

بررسی، مرور، مطالعه، سنجش، بازبینی، ارزیابی، بازدید، نظرخواهی، نظرسنجی، پیمایش، مساحی، نقشه‌برداری، بررسی کردن، سنجیدن، مورد مطالعه قرار دادن، مرور کردن، ارزیابی کردن، بازبینی کردن، نظرخواهی کردن، نقشه‌برداری کردن

survey (cordon)

مطالعه وضعیت سفرها در خطوط مرزی مناطق ترافیکی یک شهر، مطالعه ترافیک ورودی و خروجی به یک محدوده که با خط فرضی مشخص شده است.

«‹ ۱۴۳۴  ۱۴۳۵  ۱۴۳۶ ۱۴۳۷ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۳۶ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰