در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

storage

انباشت، ذخیره‌سازی، انبار، مخزن، نگهداری، (هزینه) انبارداری، حق انبارداری، حافظه (کامپیوتر)

storage bin

محفظه ذخیره‌سازی، سیلوی ذخیره‌سازی، انبار ذخیره‌سازی

storage lane

خط عبوری ذخیره، خط انتظار (گردش به چپ)

store

ذخیره، انبار، اندوخته، موجودی، مخزن، حافظه، انباره (کامپیوتر)، مغازه، دکان، فروشگاه، ذخیره کردن، انبار کردن، اندوختن، جمع کردن، در انبار گذاشتن، انباشتن، پر کردن، جا دادن

storm

طوفان، کولاک، غلیان، یورش، آشوب، بلوا

«‹ ۱۳۹۸  ۱۳۹۹  ۱۴۰۰ ۱۴۰۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۰۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰