در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

stony

پر از سنگ، پوشیده از سنگ، سنگلاخ

stop

توقف، ایست، مکث، وقفه، ایستگاه (اتوبوس، قطار و ...)، متوقف کردن، نگه داشتن، قطع کردن، کنار گذاشتن، بستن، گرفتن، پر کردن، متوقف شدن، بند آمدن (باران)، ماندن

صفحه  1397  از  1667