در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

statute

قانون، مصوبه، حکم، آیین‌نامه، نظام‌نامه

statutory a/

قانونی، مقرر، مطابق با قانون، طبق قانون، طبق مقررات

statutory measure

معیار قانونی، اقدام قانونی، برآورد قانونی

stay

مهار (سازه)، توقف، اقامت، ماندن، باقی ماندن، درنگ کردن،‌ ایستادن، متوقف کردن، اقامت کردن، به تعویق انداختن

صفحه  1391  از  1667