در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

stationary a/

ساکن، بی‌حرکت، ثابت، ایستاده، در حال توقف، نامتغیر، ایستا

statue

مجسمه، پیکره، تندیس

status

مقامف منزلت، شأن، پایگاه، مرتبه، رتبه، منزلت اجتماعی، مقام اجتماعی، وجهه، وضع، موقعیت

صفحه  1390  از  1667