در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

starter

استارت، شروع‌کننده، آغازکننده

starting

شروع کردن، راه‌اندازی، شروع، آغاز

starting (cold)

روشن کردن در حالت سرد، شروع در حالت سرد

state

وضع، وضعیت، حالت، حال، کشور، مملکت، سرزمین، ایالت، دولت، حکومت، دولتی، حکومتی، بیان کردن، اظهار داشتن، ابراز کردن، اعلام کردن، مشخص کردن، معین کردن، مقرر کردن

صفحه  1386  از  1667