در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

staging

مرحله‌بندی، فازبندی

staging (signal)

فاز‌بندی چراغ راهنمایی، مرحله‌بندی چراغ راهنمایی

stagnate

راکد شدن، راکد بودن، ساکن بودن، کساد شدن، بی‌رونق شدن

stain

لک، لکه، زنگ (فلزات)، لک کردن، رنگی کردن، رنگ کردن، رنگی شدن، رنگ گرفتن

صفحه  1381  از  1667