در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

stage intergreen matrix

ماتریس زمان‌های حداقل میان ابتدا و انتهای فازهای تداخلی

stage timing

زمان‌بندی فاز، زمان‌بندی مرحله

staged operation

عملکرد مرحله‌ای، بهره‌برداری مرحله‌ای

stagger

تلوتلو خوردن، تکان دادن، گیج کردن، ضربدری گذاشتن، زیگزاگی قراردادن، به طور متناوب تنظیم کردن (ساعات کار، تعطیلات و ...)

staggered

زیگزاگ، شطرنجی، پس و پیش، پله پله

صفحه  1380  از  1667