در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

spraying

اسپری کردن، افشاندن، پاشیدن

spread

دامنه گسترش،‌ پهنا، وسعت، گستره، دامنه، پهنه، فاصله، مدت، پخش، گسترش، اشاعه، شیوع، انتشار، گستردن، باز کردن، پهن کردن، پخش کردن، پراکندن، منتشر کردن، امتداد یافتن، گسترش یافتن، گسترده بودن

spreader

(دستگاه) پخش‌کننده، منتشرکننده، انتشاردهنده

spreading

گستردن، پراکندن، پهن کردن، پخش کردن

صفحه  1374  از  1667