در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

spot count

آمارگیری نقطه‌ای، شمارش نقطه‌ای

spotlight

پروژکتور، نورافکن، نورافکن نقطه‌ای، نور نقطه‌ای، کانون توجه، مرکز توجه، نور انداختن، روشن کردن، برجسته کردن، در کانون توجه قرار دادن

spout

ناودان (بام)، فوران، فواره، فوران کردن، فواره زدن

sprawl

ناحیه در هم برهم، منطقه بی‌نظم، ناحیه بی‌نقشه، به صورتی نامنظم قرار گرفتن، به صورت پراکنده قرار گرفتن، به صورت پراکنده گسترش یافتن

sprawl (urban)

توسعه شهری پراکنده، رشد شهری بی‌رویه و بی‌برنامه

spray

قطرات ریز، نم آب، ترشح، اسپری، افشانه، پاشیدن، اسپری کردن

sprayer

افشانه، اسپری، رنگ‌پاش

«‹ ۱۳۷۱  ۱۳۷۲  ۱۳۷۳ ۱۳۷۴ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۷۳ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰