در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

spike

سیخ، گل میخ، خار، میخ، میخ‌دار کردن، با میخ سوراخ کردن

spiked

میخ‌دار، یخ‌شکن (لاستیک)

spiked tye

لاستیک میخ‌دار، لاستیک یخ‌شکن

spiral

مارپیچ، حلزونی، خط مارپیچ، حرکت مارپیچ، مارپیچ کردن، مارپیچ رفتن

spiral ramp

رابطه مارپیچی،‌ رمپ مارپیچی

splash

پاشیدن، خیس کردن، آب پاشیدن، ریختن (آب)، باریدن

splay

از هم جدا بودن، از هم فاصله داشتن، از هم باز کردن، از هم فاصله دادن، باز کردن

split

تقسیم، توزیع، تفکیک، شکستگی، شکاف، ترک، ترکیدگی، انشعاب، گسست، آجر نیم‌لایی (بنایی)، شکستن، تقسیم شدن، انشعاب کردن، قسمت کردن

صفحه  1371  از  1667