در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
speed warning device
ابزار هشداردهنده سرعت
speed – actuated signal
چراغ راهنمایی القایی بر اساس سرعت (وسایل نقلیه نزدیکشونده به تقاطع)
speed – detecting loop
حلقه آشکارساز سرعت
speed – flow relation
رابطه جریان ـ سرعت
speed – limited road
جاده با محدودیت سرعت
speed – measuring equipment
تجهیزات سرعتسنجی
speed – measuring system
سیستم اندازهگیری سرعت، سیستم سرعتسنج
speeding
افزایش سرعت، سرعت غیر مجاز
speedometer
کیلومترشمار، سرعتسنج (در اتومبیل)
speedway
پیست اتومبیلرانی، بزرگراه (در آمریکا)
speedy
سریع، تند، پرشتاب، فوری، بیمعطلی
speedy railway system
سیستم راهآهن سریعالسیر
spend v/
خرج کردن، مصرف کردن، استفاده کردن، گذراندن، به سر بردن
spending
هزینهها، مخارج، بودجه
spending (government)
مخارج دولت، هزینههای دولت
spending (induced)
هزینه القا شده، هزینه القایی، هزینه انگیخته
صفحه 1370 از 1667