در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
sod
علفزار، چمنزار
soda
قلیا، سود
soda (caustic)
سود سوزآور، هیدروکسیدسدیم
sodding [USA]
چمنکاری [اصطلاح آمریکایی]
sodium
سدیم
sodium chloride
نمک طعام، کلریدسدیم
sodium silicate
سیلیکات سدیم
sodium vapour lamp
لامپ بخار سدیم
soffit
زیرنما، سطح زیرین (پله، تیر، قوس)، رأس درونی، تاج (لوله، آبرو)
soft
نرم، شل، لطیف، ملایم، مبهم، محو، آهسته، آرام، ضعیف، سست، سبک (آب)، راحت، بیدردسر
soft bitumen
قیر نرم
soft copy
نسخه نرم، نسخه غیر چاپی (کامپیوتر)
soft detergent
پاک کننده ملایم
soft landscape
محوطه (چشمانداز) ایجاد شده با گیاهان
soft shoulder
شانه تحکیم نشده (راه)
soft soil
خاک نرم
صفحه 1350 از 1667