در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
snow fence
حفاظ برف، دیواره برفگیر
snow flow
جریان برف
snow marker
میله برفنما
snow removal
برفروبی
snow salt
نمک برفروبی
snow shower
بارش شدید برف
snow tyre
لاستیک (مخصوص) برف
snowdrift
بادروبه برف، برف بادآورده
snowdrift formation
تشکیل بادروبه برف
snowfall
بارش برف، ریزش برف، میزان برف
snowplough
(ماشین) برفروب
snowplough (blade)
ماشین برفروب تیغهدار
snowplough (rotary)
ماشین برفروب (با تیغه) دوار
snowplow [USA]
(ماشین) برفروب [اصطلاح آمریکایی]
snowstorm
کولاک، بوران
soak
خیس خوردن، خیس کردن، خیساندن
صفحه 1348 از 1667