در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
slurry (thixotropic clay)
رسوب (لجن) رسی تیکسوتروپیک
slurry seal
اسلاری سیل
slurry surfacing
پوشش اسلاری
small
کوچک، کم، اندک، جزء، بیاهمیت، جزیی، ناچیز
small and medium – sized enterprises
مؤسسات کوچک و متوسط
small channel
آبراهه، جوی کوچک
small crack
ترک مویی، ترک ریز
small house
خانه کوچک، کلبه، آلونک
small letter
حرف کوچک (در الفبا)
small market town
شهر کوچکی که در آن در زمانهای منظم بازار مکاره برگزار میشود.
small post
تیر کوچک
small rutting
شیارشدگی با عمق کم (شدت کم)
small square
میدان کوچک
small stt paving
رویهکاری با بلوکهای کوچک
small town
شهر کوچک
small typeface
حروف کوچک
صفحه 1344 از 1667