در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

slew

چرخیدن، چرخ زدن، لیز خوردن، سُر خوردن، چرخاندن

slide

لغزش، لغزه، سُر، سُرش، اسلاید، افت، سقوط، نزول، سُر خوردن، لغزیدن، لیز خوردن، پایین آمدن، سقوط کردن، افت داشتن

sliding – scale traffic

تعرفه مبتنی بر مقیاس متغیر، تعرفه تعدیل‌پذیر، تعرفه با پایه متحرک

slight

ناچیز، بی‌اهمیت، کم‌بها، کوچک، کم، جزیی، اندک، مختصر، نازک، ضعیف، لاغر، باریک

slight injury

جراحت سطحی، زخم سطحی، جراحت جزیی

slightly

کمی، یک ذره، اندکی، تا حدودی

«‹ ۱۳۳۷  ۱۳۳۸  ۱۳۳۹ ۱۳۴۰ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۳۹ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰