در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

siting

استقرار، جاگذاری، نصب

sitting

جلسه، نشست، اجلاس، نوبت، بار (انجام کاری معین)

situation

موقعیت، حالت، وضعیت، وضع، اوضاع، شرایط، محل، مکان، جا

size

اندازه، قد، بزرگی، کوچکی، مبلغ (پول)، اندازه، وسعت (زمین)، سایز

size (mesh)

تعداد خانه‌های مشبک در هر اینچ از الک که ذرات و دانه‌های معین از آن عبور می‌کنند.

«‹ ۱۳۳۰  ۱۳۳۱  ۱۳۳۲ ۱۳۳۳ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۳۲ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰