در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sieving

الک کردن، سرند کردن

sight

بینایی، دید، رؤیت، مشاهده، میدان دید، منظره، چشم‌انداز، دیدن، رؤیت کردن، مشاهده کردن، بررسی کردن

sign

تابلو، علامت، نشان، نشانه، اثر، رد، امضا کردن، علامت دادن، اشاره کردن، قرارداد بستن

صفحه  1300  از  1667