در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
settlement [dwilling]
سکونت، محل استقرار [محل اقامت]
settlement [payment]
بازپرداخت، تأدیه، تسویه [پرداخت]
settlement [soil]
نشست [خاک]
settling basin
حوضچه تهنشینی
settling time period
دوره زمانی تهنشینی
settling [sedimentation]
رسوب، تهنشینی [رسوبسازی]
severance
قطع، بریدگی، جدایی
severance effect
اثر جداشدگی، اثر انفصال
severance of communication
قطع رابطه
severe
تند، سخت، خش، شاق، طاقتفرسا، سختگیرانه، سختگیر، انعطافناپذیر، شدید، عمیق، جدی، دشوار، مشکل
severe corrosion
خوردگی شدید
severe injury
جراحت شدید
severe winter
زمستان سخت، زمستان شدید
severity
شدت، سختی، وخامت، خشونت
severity (accident)
شدت تصادف
severity factor
ضریب شدت
صفحه 1285 از 1667