در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

settle

مستقر شدن، مقیم شدن، اقامت گزیدن، ساکن شدن، سکونت گزیدن، قرار گرفتن، فرو نشستن، فروکش کردن، ته‌نشین شدن، رسوب کردن، به توافق رسیدن، پرداختن، تسویه کردن

صفحه  1284  از  1667