در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
ball cock
شیر شناور کروی
ball joint drive
رانش به وسیلهاتصال سیبکی
ball pin
بلبرینگ ساچمهای، لولای ساچمهای
ball shaped head
سر کروی شکل
ball valve - globe valve
شیر فلکه ساچمهای
ball – bank indicator
شیبسنج ویژه تعیین سرعت ایمن در قوسهای افقی
ballandring method
روش ساچمه و حلقه
ballandsocket joint - ball head - ball qoint -
مفصل زانویی
Ballast
بالاست، وزنه تعادل (در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
ballast capacity
ظرفیت پارسنگ گیری
ballast cell
محفظهی بار موازنه
ballast room
اتاق موازنه
ballast tank
مخزن آب موازنه
ballast v into place
متوارن کردن در محل
ballast water
آب موازنه
ballasted flanged base
پایه متوازن شده
صفحه 128 از 1667