در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

security (social)

تأمین اجتماعی، بیمه‌های اجتماعی، مستمری تأمین اجتماعی

sedimentation

تشکیل رسوب، ته‌نشینی، رسوب‌گذاری

see

دیدن، تماشا کردن، مشاهده کردن، ملاقات کردن، برخورد کردن، فهمیدن، درک کردن، تصور کردن، مصادف کردن، همزمان بودن

seed

دانه، تخم، بذر، تخم پاشیدن، بذر افشاندن

seeding

تخم‌پاشی، بذرپاشی، بذرافشانی

seep

نشت، تراوش، نشت کردن، تراوش کردن، تراویدن، نفوذ کردن، رخنه کردن

segment

بخش، قطعه، بند، قسمت جزء، تکه، تقسیم کردن، قسمت کردن

segmentation

قطعه‌بندی، قطعه قطعه کردن، تقسیم، برش

صفحه  1271  از  1667