در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sector

بخش، محدوده، قطاع، ناحیه، منطقه

secure

مطمئن، محکم، استوار، قابل اعتماد، امن،‌ قطعی، محفوظ، ایمن، بی‌خطر، محکم بستن، محکم کردن، محافظت کردن، امنیت را تأمین کردن، تضمین کردن

securing

تعهدنامه،‌ ضمانت‌نامه، وجه‌الضمان، وثیقه، تعهد، ضمانت

security

امنیت، اطمینان، ایمنی، تأمین، تدابیر امنیتی، امنیتی، (مربوط به) امنیت

صفحه  1270  از  1667