در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
season (wet)
فصل پرباران، فصل مرطوب
season charge
تعرفه فصلی
season customers [cat park]
مشتریان فصلی [پارکینگ]
season pass [parking]
مجوز فصلی [پارکینگ]
season ticket
بلیط تمامفصل
season ticket holder
دارنده بلیط تمامفصل
seasonal a/
فصلی، موسمی، (مربوط به) فصل، مناسب فصل
seasonal effect
اثر فصلی، تأثیر موسمی
seasonal migration
مهاجرت فصلی، مهاجرت موسمی، جابجایی فصلی
seasonal variation
تغییر فصلی، نوسان فصلی
seat
صندلی، جایگاه، مقرّ، کانون، پایگاه، نشاندن، جا دادن
seat (back)
صندلی عقب، صندلی پشتی (وسیله نقلیه)
seat (county)
مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکمنشین
seat (folding)
صندلی تاشو، صندلی قابل جمع شدن
seat (front)
صندلی جلو
seat (rear)
صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)
صفحه 1266 از 1667