در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

seasonal a/

فصلی، موسمی، (مربوط به) فصل، مناسب فصل

seat

صندلی، جایگاه، مقرّ، کانون، پایگاه، نشاندن، جا دادن

seat (back)

صندلی عقب، صندلی پشتی (وسیله نقلیه)

seat (county)

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین

seat (rear)

صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)

صفحه  1266  از  1667