در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sculpture

مجسمه‌سازی، پیکرتراشی، مجسمه، پیکره، تندیس، مجسمه ساختن، مجسمه‌سازی کردن

sea

دریا، آب، دریاها، آب‌ها، (مربوط به) دریا، دریایی

seafront

رو به دریا، سمت دریا، بخش ساحلی، بخش کنار دریا، کنار دریا، کنار ساحل

seal

عایق، درزبند، پوشش، مُهر و موم، درزگیری، درزبندی، آب‌بندی

sealant failure

ترک ماده درزگیر، گسیختگی ماده درزگیر

sealed – beam lamp

لامپ رشته‌ای انعکاسی، لامپ متشکل از فیلامان، بازتاب دهنده و عدسی

صفحه  1264  از  1667