در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

safe a/

ایمن، محفوظ، در امان، سالم، صحیح، بی‌خطر، مطمئن، امن، قابل اطمینان

safe load

بار ایمن، بار مجاز (سازه)

safeguard

حفاظ، اقدام ایمنی، تدبیر ایمنی، نگهداری کردن، حفظ کردن، محافظت کردن، حفاظت کردن، حراست کردن

safely

بدون خطر، ایمن، صحیح، سالم، بااطمینان، مطمئناً، مسلماً، یقیناً

safety

ایمنی، اطمینان، سلامت، امنیت، بی‌خطری

صفحه  1244  از  1667