در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rupture

گسیختگی، شکستگی، بازشدگی، ترک، گسل، شکاف، نقض، پاره شدن، شکستن، قطع شدن، گسیختن

rural a/

برون‌شهری، خارج شهر، روستایی، (مربوط به) روستا، (مربوط به) حومه، محلی، ولایتی، شهرستانی

rural area

منطقه برون شهری، منطقه روستایی

rural district

ناحیه برون شهری، منطقه برون شهری، ناحیه روستایی، بخش روستایی

صفحه  1242  از  1667