در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

round

گِرد، کروی، گلوله‌ای، دایره‌وار، حلقوی، مدور، کامل، تمام، به عقب، برعکس، دور، چرخ، گرداگرد، به اطراف، از همه طرف، روند، مرحله، نوبت، یار، گِرد کردن، دور زدن، دور چرخیدن، دور گشتن

round – trip

سفر رفت‌وبرگشت، سفر با مبدأ و مقصد یکسان

roundabout

میدان، فلکه، غیر مستقیم، انحرافی (راه)

صفحه  1235  از  1667