در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

revitalize

احیا کردن، دوباره زنده کردن، رونق بخشیدن، بهبود بخشیدن، تقویت کردن

revival

بهبود، تجدید قوا، تقویت، احیا، رونق مجدد، رواج تازه، ترویج دوباره

revolving light

چراغ‌گردان، چراغ چرخان (آمبولانس، ماشین‌های پلیس و ...)

reward

پاداش، اجر، مزد، اجرت، حق، سزا، امتیاز، پاداش دادن، مزد دادن، اجر دادن

rhythm

ضرب‌آهنگ، ریتم، ضرب، وزن (شعر)، توازن، چرخه، نظم

rhythmic

موزون، ریتمیک، آهنگین، ضربی، چرخه‌ای، دوره‌ای

rib

پشت‌بند، تیرچه، تیرک، تویزه (معماری)، دنده، آج

ribbed slab

دال دنده‌دار، دال تیرک‌دار (بتن مسلح)

صفحه  1198  از  1667