در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

reverse

مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)

reversible

قابل برگشت، برگشت‌پذیر، قابل تغییر

reversible lane

خط عبوری دوجهته، خط عبوری دوسویه، خط کمکی دوسویه، خط عبوری قابل برگشت

reversing

دنده عقب، حرکت به سمت عقب، گردش به سمت معکوس

revetment

پوشش، روکش (ساختمان، خاکریز)

review

بازبینی، بازنگری، تجدیدنظر، بازدید، مرور، دوره، بررسی، مطالعه، گزارش، معرفی، بازاندیشی کردن، بازبینی کردن، وارسی کردن، تجدید نظر کردن، مرور کردن، بررسی کردن

revitalization

احیا، تجدید حیات، رونق‌بخشی، بهبود، تقویت

«‹ ۱۱۹۵  ۱۱۹۶  ۱۱۹۷ ۱۱۹۸ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۹۷ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰