در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

retroreflector

سطح یا دستگاهی که پرتوهای تابیده شده به آن را به منبع تابش بازتاب می‌دهد.

return

برگشت، بازگشت، مراجعت، رسیدن، رفتن، آمدن، ارسال، استرداد، عودت، گزارش، اظهارنامه، سود، بازده، بهره، کارکرد، عایدی، بلیط رفت‌وبرگشت، بلیط دوسره، برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن، دوباره ظاهر شدن، برگرداندن، باز پس فرستادن، مسترد داشتن، تلاقی کردن، جبران کردن، گزارش کردن، ...

صفحه  1195  از  1667