در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
retiming
زمانبندی دوباره، زمانسنجی مجدد، تنظیم دوباره زمان
retiming of trip
زمانبندی مجدد سفر
retina
شبکیه (چشم)
retire
بازنشسته شدن، متقاعد شدن، عقبنشینی کردن، عقب نشستن، انزوا گزیدن، خلوت کردن
retired person
بازنشسته
retread
لاستیک روکششده، لاستیک آجانداخته، آج انداختن، روکش کردن (لاستیک ماشین)
retread process [pavement]
فرایند روکش مجدد [روسازی]
retreaded tyre
لاستیک روکش شده
retreading [pavement]
تجدید [روسازی]
retrieval (data)
بازیابی دادهها، بازیابی اطلاعات
retrieve
بازیافتن، پیدا کردن، بازیابی کردن، جبران کردن، اصلاح کردن
retrofitting
تقویت (ساختمان)
retroreflected luminance
درخشش انعکاسی
retroreflecting stud
چشم گربهای
retroreflection
بازتابش در مسیر پرتوی تابیدهشده
retroreflection (coefficient)
ضریب بازتابش
صفحه 1194 از 1667