در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

retiming

زمان‌بندی دوباره، زمان‌سنجی مجدد، تنظیم دوباره زمان

retire

بازنشسته شدن، متقاعد شدن،‌ عقب‌نشینی کردن، عقب نشستن، انزوا گزیدن، خلوت کردن

retread

لاستیک روکش‌شده، لاستیک آج‌انداخته، آج انداختن، روکش کردن (لاستیک ماشین)

retrieve

بازیافتن، پیدا کردن، بازیابی کردن، جبران کردن، اصلاح کردن

صفحه  1194  از  1667