در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
retainer
وسیله نگهدارنده، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار، حقالعمل دایمی
retaining a/
نگهدارنده، حایل، محفظ، حافظ
retaining structure
سازه حایل، سازه نگهدارنده
retaining wall
دیوار حایل (سازه)
retaining wall (reinforced)
دیورا حایل مسلح، دیوار نگهدارنده مسلح
retard
کند کردن، آهسته کردن، وقفه ایجاد کردن، به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، مانع ایجاد کردن
retarder (setting) [concrete]
کندگیرکننده [بتن]
retarder [concrete]
کندگیرکننده [بتن]
retarder [vehicle]
شتابکاهی، کمکننده سرعت [وسیله نقلیه]
retarding admixture
کندگیرکننده (بتن، ملات، رنگ)
retarding agent [concrete]
ماده (افزودنی) کندگیرکننده [بتن]
retention
حفظ، نگهداری، استفاده، ابقا، جلوگیری، تضمین، نگهداشت (هیدرولوژی)
retention basin
حوضچه حفاظت، حوضچه نگهداری
retention capacity
توان نگهداری، ظرفیت نگهداری
reticulate a/
مشبک، شبکهدار، شبکهای، توری
reticulation
شبکهبندی
صفحه 1193 از 1667