در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

retainer

وسیله نگهدارنده، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار، حق‌العمل دایمی

retard

کند کردن، آهسته کردن، وقفه ایجاد کردن، به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، مانع ایجاد کردن

retention

حفظ، نگهداری، استفاده، ابقا، جلوگیری، تضمین، نگهداشت (هیدرولوژی)

صفحه  1193  از  1667