در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

repay

پس دادن، بازپرداختن، بازپرداخت کردن، برگرداندن، جبران کردن، تلافی کردن

repayment

بازپرداخت، پاداش، جبران، قسط

repeat

تکرار کردن، دوباره انجام دادن، بازگو کردن، دوباره گفتن، تأکید کردن، تکرار شدن

repeatable

قابل تکرار، تکرار کردنی، تکرار شدنی

repeated

مکرر، پیاپی، پی‌درپی، پشت سرهم

repeater

تکرارکننده، ساعت زنگ‌دار، دستگاه رله، دستگاه تقویت‌کننده (برق)

صفحه  1177  از  1667