در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
repairing (road)
تعمیر راه
repairing (temporary)
تعمیر موقت
repaving
روکش مجدد، رویه مجدد
repay
پس دادن، بازپرداختن، بازپرداخت کردن، برگرداندن، جبران کردن، تلافی کردن
repayment
بازپرداخت، پاداش، جبران، قسط
repeat
تکرار کردن، دوباره انجام دادن، بازگو کردن، دوباره گفتن، تأکید کردن، تکرار شدن
repeatability of measurements
تکرارپذیری اندازهگیریها، قابلیت تکرار اندازهگیریها
repeatable
قابل تکرار، تکرار کردنی، تکرار شدنی
repeated
مکرر، پیاپی، پیدرپی، پشت سرهم
repeated loading
بارگذاری مکرر
repeated offence
تخلف مکرر، تخلف پیدرپی
repeater
تکرارکننده، ساعت زنگدار، دستگاه رله، دستگاه تقویتکننده (برق)
repeater sign
تابلوی یادآوری، تابلوی تکراری
repeater [recidivist]
متخلف حرفهای
repetitive
تکراری، مکرر، یکنواخت
repetitive loading
بارگذاری تکراری
صفحه 1177 از 1667