در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

removal

رفع، پاک کردن، نقل مکان، جابجایی، انتقال، حمل، برداشتن، بردن

removal (wreck)

پاکسازی و انتقال بقایا (برای مثال بقایای تصادف)

remove

برداشتن، بردن، انتقال دادن، جابجا کردن، از میان بردن، از میان برداشتن، نقل مکان کردن

صفحه  1174  از  1667