در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

relief valve

کنارگذر، جاده کمکی، مسیر انحرافی

relieve

کم کردن، تقلیل دادن، از بین بردن، تسکین دادن، یاری رساندن، کمک‌رسانی کردن، از بار (ترافیک سنگین) کاستن، تخفیف دادن

relieving platform

سکوی کاهنده (پی‌سازی)، سکوی کمکی (دیوار حایل)

remain

باقی ماندن، بر جا ماندن، به قوت خود باقی ماندن، توقف کردن، اقامت کردن

remains

آثار، بقایا، ته‌مانده، باقیمانده، ویرانه‌ها

remedial

درمانی، ترمیمی، اصلاحی، جبرانی، تقویتی (کلاس، درس)

remedy

معالجه، درمان، علاج، جبران، ترمیم، اصلاح کردن، جبران کردن، ترمیم کردن

remix

(دوباره) مخلوط کردن

«‹ ۱۱۷۰  ۱۱۷۱  ۱۱۷۲ ۱۱۷۳ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۷۲ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰