در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

regenerate

حیات تازه‌یافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده، جان تازه بخشیدن، احیا کردن، دوباره زنده کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، اصلاح شدن، بهتر شدن، دوباره رشد کردن، دوباره روییدن

region

منطقه، ناحیه، حوزه، قلمرو

regional

منطقه‌ای، ناحیه‌ای، محلی، ولایتی

صفحه  1164  از  1667