در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

reflect

منعکس کردن، بازتاباندن، برگرداندن، نشان دادن، نشان‌دهنده بودن، حکایت داشتن، بازنمودن، اندیشیدن، فکر کردن، تأمل کردن

reflection

انعکاس، بازتاب، تصویر، عکس، تأمل، تفکر، اندیشه، شرح، گزارش

reflective a/

منعکس‌کننده، بازتابنده، بازتابی، انعکاسی، فکور، متفکر، متفکرانه، فکورانه، تأمل‌آمیز

«‹ ۱۱۵۹  ۱۱۶۰  ۱۱۶۱ ۱۱۶۲ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۶۱ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰