در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

recreation

بازسازی، بازآفرینی، احیا، سرگرمی، تفریح، تجدید قوا، استراحت

recrudescent

تکرارشونده، بازگشتنی، عودکننده

recruit

سرباز جدید، عضو جدید، سربازگیری کردن، به خدمت فراخواندن، نیروی تازه جذب کردن، استخدام کردن، به کار گماشتن، تجدید قوا کردن، بازیافتن (سلامتی)

recruitment

عضوگیری، سربازگیری، استخدام، جذب نیرو

rectangle

مستطیل، مستطیل شکل، راست‌گوشه

rectangular a/

مستطیل شکل، مستطیل، مستطیلی، راست‌گوشه

rectify

تصحیح کردن، اصلاح کردن، درست کردن، رفع کردن، تصفیه کردن، پالودن، یک‌سو کردن (جریان برق)

«‹ ۱۱۵۳  ۱۱۵۴  ۱۱۵۵ ۱۱۵۶ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۵۵ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰