recognize شناختن، به جا آوردن، بازشناختن، تشخیص دادن، تأیید کردن، تصدیق کردن، اذعان کردن، قبول داشتن، وقوف یافتن، دریافتن
recommend مناسب دانستن، شایسته دانستن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، سفارش کردن، معرفی کردن، صلاح دانستن، توصیه کردن، قابل قبول ساختن
reconnaissance شناسایی مقدماتی، اکتشاف، گشت اکتشافی، اکتشافی، (مربوط به) اکتشاف، بازدید مقدماتی، شناسایی کردن