reckless متهور، بیباک، بیپروا، بیاحتیاط، بیفکر، بیملاحظه، بیمحابا، بیتوجه، عجول، شتابزده، متهورانه، بیباکانه، عجولانه، باشتاب
reclaim بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، درخواست استرداد کردن، آباد کردن، احیا کردن، بازسازی کردن (زمین)، اصلاح کردن، دوباره استخراج کردن، بازیابی کردن، دوباره جدا کردن