در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

read

خواندن، قرائت کردن، تشخیص دادن، شناختن، تفسیر کردن، تعبیر کردن، فهمیدن، دریافتن

reader

قرائت‌کننده، اهل مطالعه، خواننده، نمونه‌خوان، مصحح

reader (badge)

نشانه‌خوان، قرائت‌کننده برچسب (علامت)

reading

خواندن، قرائت، مطالعه، خواندنی، برای خواندن، (مربوط به) خواندن، تعبیر، برداشت، تلقی، استنباط، نمونه‌خوانی، تصحیح، اطلاعات، دانش

reading head

ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)

صفحه  1147  از  1667