در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

radiant

تابان، تابنده، تشعشع، تابناک، درخشنده، درخشان، پر تلألؤ، باطراوت، بشاش، تابشی (فیزیک)

radiate

پراکندن، ساطع کردن، تاباندن، بیرون دادن، پخش کردن، تابیدن، ساطع شدن، پخش شدن

radiation

تشعشع، تابش، انرژی تابشی، پرتو، پرتوافکنی، اشعه، برداشت شعاعی (نقشه‌برداری)

صفحه  1131  از  1667